نقطه ی توخالی


I am still standing at the front of the cave

a thousand years carved into my bones

Watching the world collapse in slow motion
This unravelling is like any before

.Humanity vanishes before my eyes

As the Earth melts beneath our feet

My body is a monument to aching

each dawn breaking with fresh agony

?Is there hope buried in tomorrow's rubble

?Is there a tomorrow at all

Or do I finally

?let this all go

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام تیر ۱۴۰۴ساعت 0:47  توسط مکتوب  | 

And I am thinking about you constantly

Time is runing out

And you are breaking me

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد ۱۴۰۱ساعت 2:47  توسط مکتوب  | 

I was walking in the New street

creepy or not

I don't know

well there is no way anyway

Where there's a will , there's a way

what a bullshit

I am not even sure if there is a will

there is something though

well good night or probably good morning  

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۹ساعت 2:49  توسط مکتوب  | 

دروغ و خطا بر چهره ي نه ديگر چندان زلال

حرف حرف و باز حرف

از مفت به مفت از مال به حال

تهوع ، تشنج ​​​​​و حتي گاه به گاه توهم

صدا ، حركت و فيلم غارت 

هم به مال هم به جان يا كه روح

تازه از دوران يا به دوران

تحوع تحوع هزاران تحوع

گم شدن و آرزوي پيدا نشدن

ترس و ترس از آوردن يا نياوردن

رهايم كنيد در بقچه اي 

گم كنيد مرا تا پيدا شوم 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند ۱۳۹۷ساعت 1:57  توسط مکتوب  | 

نگاه كن مرا  نيستن را سر بزن . كيبورد مرا تصحيح نكن  ،زندگي من پر از اشتباه تصحيح است.

بيا مرا صدا بزن، صداي تو زيباست نگاه تو زيباست .باطري ipad من اجازه نميدهد قصه ي من طولانيست،قهوه مي خواهد با دو چشم ترسيده يا كه شايد يخ با مرور قانون density. 

من كلمات را گم نكرده ام ، كلمات جريان جاريست يا كه عكس قاب شده. يك بار و شايد احتمالا هيچ وقت!

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 2:14  توسط مکتوب  | 

همه چیز باید یه انتهایی داشته باشه، زمانش مهمه، رسیدنش و بودنش. 

تو باید برای همه چیز تصمیم بگیری که تمومشون کنی یا کِی تمومشون کنی. یا یه وقتایی فراموش میکنی بعد اون چیزایی که داشتی کم کم خاکستری میشن تا بی رنگ بشن این جاها هست که تو تصمیم نگرفتی تو غرق شدی تو رویاهای جدید تا برسی به اون چیزایی که هیچ وقت نداشتی. بعد کم کم عوض میشی مهم نیست بهتر شدی یا بدتر، یه حباب شدی که میره بالا و بالا ولی همه میدونن حباب باید بترکه ، دیر یا زود!

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان ۱۳۹۵ساعت 16:30  توسط مکتوب  | 

Let me be late

Few days for this

And maybe forever for us

But let me be there

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۵ساعت 2:7  توسط مکتوب  | 

 

!It's all about you. It has always been

 گاهی این آسان تر است 

!It's not always straight , well it has never been

این خط پایان ندارد 

غم انگیز است که سرانجام هم ندارد

!There isn't such a word as "YI" here

یقینا  هیچگاه "..." ی نبوده است

!It seems that it's never meant to be

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 2:33  توسط مکتوب  | 

78 011256

78 113

78 0133

!You can always find a relation but who knows the truth

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ساعت 15:18  توسط مکتوب  | 

چند وقتی ست فکر می کنم

نباید فکر کرد

تنها1 باید رفت

و تنها باید رفت 

..................................

1- فقط

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۳ساعت 1:15  توسط مکتوب  |