وقت رفتن می رسد
این حریقی دیگر است
سوزاندن یا در بدی سوختن
از جنس هم است
من که در خود بنگرم
صد هزار ان آینه می شکند
دیگری ها فریادهای چرایی می زند
فاصله صف می کشد
تو ز من رد می شود
وقت رفتن می رسد
بسوزانید هر فصل تنم !
+ نوشته شده در جمعه هفدهم دی ۱۳۸۹ساعت 17:54  توسط مکتوب
|