نقطه ی توخالی

 

این آینه و آب بستر ناخرسندی ماست

هر چه در آنی کابوس شبانه ی ماست

پرواز خیال هم زخم دیگری بر دل ماست

اینی که می بینی دگر نه من

و جزیی ز ماست

فردا می روند هر که تویی است

چون تو

آن چه بماند در این دنیای پر ز حرف

تنها عشق بین ماست.

یه سال پیش همین موقع بود که یه جور دیگه راجع به بعضیا فکر می کردم .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد ۱۳۸۹ساعت 16:46  توسط مکتوب  |