نقطه ی توخالی

 

ما بافته شده در هم و از

جنس کلافیم

تو پیچیده  در خط من

من خزیده  در راه تو

گر جز این است

چرا آرام نمی گیرد قلب من

جز در آغوش گرم تو؟

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۹ساعت 19:48  توسط مکتوب  | 

 

ما قمار کردیم و باختیم

همه چیز را دادیم و رفتیم

نه دگر رنگی ماند نه حتی آبی

آبی که بشوید گرد شکست را

زمین و آسمان می کوبد

می کوبد بر دل شکسته ی ما

از عشق ، قافش ماند که خرج

غفلت هم نشود

از بودن ، نانش ماند تا

داد نبودن بزند

از ما ، الف ماند که راست قامت

برود تنها بایستد در گوشه ای

از من هیچش ماند تا بماند .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۸۹ساعت 15:22  توسط مکتوب  |